
همچنین آنها معتقدند اگر چه سبک زندگی تبلیغ شده در این برنامهها مخاطبان عام را مدنظر دارد، اما هر برنامه به طور اختصاصی هم به پیام رسانی و الگوسازی برای مخاطبان خاص خود می پردازد.
یکی از این گروهها که اهمیت بسیاری برای گردانندگان این شبکهها دارند، زنان جوان و دختران هستند که یکی از بیشترین مخاطبان این شبکههارا تشکیل میدهند. این گروه از جهات مختلف میتوانند دارای اهمیت باشند؛ چه از نظر اقتصادی – بهدلیل خریداری اجناس تبلیغ شده در این شبکهها – و چه از نظر فرهنگی با ترویج مدهای ارائه شده. همین امر هم باعث میشود تا کارشناسان جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی نسبت به افزایش مخاطبان این شبکهها و بخصوص افزایش مخاطب در بین گروه زنان و دختران ابراز نگرانی کنند.
ناهنجاری های اجتماعی، سوغات برنامه های ماهوارهای
زمانی که صحبت از برنامههای ماهواره ای و الگوپذیری زنان و دختران از آن به میان میآید، بیشتر نگاهها متوجه نوع پوشش و مدهای مورد استفاده این قشر در انظارعمومی و سطح شهر میشود.
یک مدرس آسیبشناسی اجتماعی در این مورد اظهار میکند: «زمانی که صحبت از شبکههای ماهوارهای و نقش آنها در به انحراف کشیدن جوانان میشود، باید این نکته را در خاطر داشت که دشمن بعد از اینکه نتوانست در جنگ نظامی بر ما پیروز شود با بهره جستن از تکنولوژیهای نوین، از جمله ماهواره قصد دارد با شبیخون فرهنگی، نظام اسلامی را به چالش بکشد.
از طرف دیگر زنان و دختران جوان، با دیدن فیلمها و سریالهای پخش شده از شبکههای ماهوارهای و بخصوص شبکههای فارسی زبان و با حس همذات پنداری با بازیگران و هنرپیشگان این فیلمها، به تقلید از نوع پوشش و آرایش آنان، سعی در هرچه شبیهتر کردن خود با این افراد دارند.» دکتر مهیار گلرویی در باره تبعات این همذات پنداری با برنامههای ماهوارهای به تهران امروز میگوید: «پوششها و مدهای ناهنجاری که این دسته از افراد در جامعه و در انظار عمومی به کار میبرند، در دراز مدت سبب ازبین رفتن کرامت و شرافت در میان افراد جامعه و برچیده شدن پردههای حیا در میان دختران و پسران میشود.
امری که با گذشت چندین سال، باعث نمود انواع ناهنجاریها اجتماعی از جمله افزایش فساد و بالارفتن آمار طلاق ناشی از بدبینی همسران نسبت به یکدیگر میشود.» این استاد دانشگاه همچنین تصریح کرد: «اغلب سریالهای به ظاهر خانوادگی این شبکهها حاوی داستانهایی از عشقها و روابط نامتعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه وادار به همسانسازی با زندگی واقعی و شخصیاش میکند. امری که در جامعهای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است. موضوعی که اگر گسترش بیشتری بیابد در سالیان نه چندان دور باعث بروز بیگانگی فرهنگی و شکاف فرهنگی در کشور خواهد شد.»
داروهای ماهوارهای، قاتلانی که همچنان طرفداردارند
به غیر از این مبا حث مطرح شده درباره مضرات اجتماعی که برنامهها و سریالهای شبکههای ماهوارهای به همراه دارند، تبلیغات داروها و لوازم آرایشی در این شبکهها هم زاویه دیگری از مضرات این شبکهها برای مخاطبانشان و بخصوص زنان و دختران هستند. داروهای چاقی و لاغری، افزایش قد، ترک اعتیاد و همچنین انواع لوازم آرایشی وبهداشتی همه روزه در این شبکهها با شدت هرچه تمامتر تبلیغ میشوند و مخاطبان را تشویق به مصرف میکنند.
کالاهایی که به دلیل نداشتن نشانی فروشنده و اینکه تنها با یک شماره تلفن همراه شناخته میشوند و توسط پیک به خریدار تحویل داده میشوند و در صورت ایجاد مشکل برای مصرف کنندگان، قابل پیگیری قانونی نیستند.
مشکلات و عوارض وخیمی که گاهی باعث بروز خسارات غیرقابل جبران به سلامت افراد مصرف کننده میزنند. دکتر فریده جهان،پزشک پوست درباره عوارض استفاده از کرمها و لوازم آرایشی تبلیغ شده در شبکههای ماهوارهای به تهران امروز میگوید: «من بیماری داشتم که به دلیل استفاده از کرم پودرهای تبلیغ شده در یکی از شبکههای ماهواره دچار تورم و قرمزی در پوست صورتش شده بود. لوازم آرایشی که از این نوع به صورت غیرمجاز به فروش میرسند، دارای ترکیباتی هستند که برخی از آنها ناشناخته است و اغلب به قصد آزمایش در کشورهای جهان سومی، صادر میشوند.»
چندی قبل هم دکترمرضیه وحیددستجردی وزیر بهداشت درگفتوگو با خبرگزاریها درباره داروها و لوازم آرایشی تبلیغی در ماهوارهها اظهارداشت که:«برخی از این محصولات که در آزمایشگاههای بسیار مجهز وزارت بهداشت مورد آزمایش قرار گرفتهاند دارای موادی هستند که یا اثرات سوء داشتند و ایجاد بیماری و عارضه میکردند یا هیچ ماده موثری داخل آنها نبوده است و فقط پول مردم را هدر میدهند. او همچنین درمورد وجود برخی موادغیرمجاز در این کالاها افزود: «در بررسیهای آزمایشگاههای وزارت بهداشت از برخی اقلامی که توسط مراکز مبارزه با قاچاق کشف شده بود، متوجه شدیم که بعضی از آنها ایجاد سرطان میکنند و حتی در برخی از آنها مواد رادیواکتیو بود که واقعاً برای سلامت مردم خطرناک است.»
اما با در نظر داشتن اظهارات این پزشک و با در نظر گرفتن هشدارهایی مشابه که بارها از سوی متخصصان گوناگون و مقامات وزارت بهداشت کشور، تاکنون انجام گرفته است، باید پرسید اصلا کدام نهاد مسئولیت مقابله با این موضوع را برعهده دارد؟
هرچند که چندی پیش دکتر احمد شیبانی رئیس سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت درجمع رسانهها از هماهنگی و همکاری این وزارتخانه با نیروی انتظامی و قوه قضائیه برای مقابله با فروشندگان این اقلام خبرداد، اما تنها مجازاتی که برای این افراد مقررشده، قطع کردن سیمکارتشان است. مجازاتی که در مقایسه با ضرری که این افراد به سلامت مردم میزنند، ناچیز به نظر میرسد.
انسداد ماهوارهها و انهدام دیشها راهکار مناسبی است؟
با در نظر گرفتن موارد بالا که تنها گوشهای از مضرات استفاده از برنامههای شبکههای ماهوارهای، برای عموم مخاطبان و به طورخاص برای گروه زنان و دختران جوان که هدف این برنامهها هستند، باید به این پرسش جواب داد که آیا تنها با پارازیت انداختن برروی امواج ماهوارهها یا با تخریب دیشهای ماهواره، میتوان از گسترش این ناهنجاریها جلوگیری کرد یا باید به فکر راهکارهای دیگری بود؟
زیرا تجربه نشان داده است که راهکارهای ضربتی و قهری نه تنها نتیجه مطلوبی در پی ندارد بلکه باعث گسترش پنهانی هر پدیدهای خواهد شد. راهکارهایی مانند بالا بردن سطح سواد رسانهای و فرهنگی افراد جامعه و البته بالا بردن سطح کیفی برنامههای صداوسیمای کشور تا به آن حد که قادر به رقابت با این کانالها باشد.
به دختران کمک کنیم تا متوجه این مشکل بشوند
چه باید کرد؟ یک دختر دبیرستانی میگوید که دختران میتوانند خود منتقد
رسانهها شوند. “مایا” خود عضو هیئت مشاوره دختران در سازمان “دختران
قدرتمند و زنان سالم” است که در ایالت مین مستقر است و برنامههای درسی
مناسب برای دختران دبیرستانی تهیه میکند و برنامههای متنوعی برای دختران
دارد. مایا میگوید: «تصاویر زیادی از دختران درست شده و همه این تصاویر
نیز در جهت شیر کردن آنهاست، سخت است که همه را از بین ببریم. پس باید کاری
کنیم که دختران خود بتوانند این مسئله را ببینند.»
او خود مستقیماً در این مورد آموزش دیده است. وقتی که دارند برنامهای تلویزیونی یا فیلمی تماشا میکنند، مادرش مدام روی دکمه مکث تلویزیون میزند و برایش توضیح میدهد؛ وقتی که برای مایا داستان میخوانده، خط قصه را اغلب عوض میکرده تا کاری کند شخصیتهای مؤنث مهمتر جلوه کنند. (مایا تازه وقتی بزرگتر شد فهمید که در داستان هری پاتر، “هری” فعالتر و مهمتر از شخصیت “هرمیونی” که دختر است، بوده) مایا، که اکنون ۱۶ سال دارد، با خنده میگوید: «یک کمی اعصابخردکن بود که وقتی فیلم میدیدیم مادرم مدام فیلم را متوقف میکرد و میگفت: ببین عزیزم، این اصلاً تصویر درستی نیست که نشان میدهند و من هم میگفتم: آره، آره، میدونم. حالا میشه بقیه برنامه رو ببینیم؟»
میزان برنامههای تلویزیونی با محتوای جنسی از ۵۴ درصد در ۱۹۹۸ به ۷۰ درصد در ۲۰۰۵ رسیده است
پروفسور براون فرصتهای بسیاری داشت تا در نحوه برداشت دخترش مداخله کند.
طبق آمار “بنیاد خانواده کیسر”، درصد برنامههای تلویزیونی با محتوای جنسی –
از صحبت شخصیتها درباره امور جنسی گرفته تا آمیزش جنسی – از ۵۴ درصد در
سال ۱۹۹۸ به ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۵ رسیده است. “لوین” در کتاب خود مینویسد
که اگر تبلیغات را نیز در این آمار بگنجانیم، درصدش بسیار بالاتر خواهد رفت
و برنامههای مستند مسابقهای و مصاحبهای که طی دهه اخیر بسیار رواج
یافته است نیز همه چیز را جنسی میکند. دانشمندان خاطرنشان میکنند که
بیشتر این برنامهها یا خط داستانیشان سبک حرمی پر از زنان است که در آن
چندین زن برای برآوردن خواستهای یک مرد با هم رقابت میکنند، یا سرشار از
اهداف مربوط به بهبود ظاهر جسمانی است.
حتی شخصیتهای زن کارتونی و عروسکی نیز لباسهای تحریک کننده به تن دارند
دختر بچهها نیز همین پیامهای جنسی را در فیلمها و برنامههای تلویزیونی
مربوط به خود دریافت میکنند. “مؤسسه جینا دیویس برای جنسیت و رسانه”
دریافته که اخیراً از هر سه شخصیت سخنگو (حیوان یا انسان) در فیلمهای
خانوادگی مناسب برای کودکان، تنها یکی مؤنث است و حتی شخصیتهای کارتونی زن
نیز لباسهای تحریک کننده به تن دارند؛ مثلاً “جزمین” در کارتونهای دیزنی
لباسی بدون بالاتنه به تن دارد و حتی شخصیت عروسکی “میس پیگی” (که خوکی
مسخره است) نیز لباس باز به تن میکند.
حتی اگر فیلم و تلویزیون را هم محدود کنیم، پیامهای جنسی از رادیو، روزنامه و مدرسه به گوش بچهها میرسد
بسیاری از کارشناسان رشد کودک با توجه به این پیشزمینه میگویند که بهترین
راه کنترل این هجوم رسانهای به سمت دختران جوان مشارکت والدین است.
“آکادمی کودکان آمریکا” توصیه میکند که برای کودکان زیر ۲ سال هیچ زمان
تصویر – تلویزیونی، فیلمی، و اینترنتی – در نظر نگیریم؛ برای کودکان
بزرگتر نیز تنها یک یا دو ساعت در روز کافی است. همین زمانبندی تغییر
بزرگی برای خانوادههای آمریکایی خواهد بود. بنیاد خانواده کیسر در سال
۲۰۰۳ پژوهشی انجام داد که بر اساس آن مشخص شد ۳۶ درصد کودکان زیر ۶ سال در
خانوادههایی زندگی میکنند که تلویزیونشان تمام مدت یا تقریباً تمام مدت
روشن است؛ ۴۳ درصد کودکان زیر ۴ تا ۶ سال در اتاق خوابشان تلویزیون دارند.
این بنیاد در سال ۲۰۱۰ گزارش کرد که به طور میانگین، کودکان ۸ تا ۱۸ ساله،
روزانه ۱۰ ساعت و ۴۵ دقیقه از محتوای رسانهای خانه را به خود اختصاص
میدهند. حتی اگر والدین تلویزیون و فیلم را محدود کنند، جنسی شدن شخصیت
زنان از طریق رادیو، روزنامههای روی قفسههای سوپرمارکتها، بیلبوردها،
مدارس و اینترنت قدرتمند به دست کودکان میرسد؛ این تصاویر در تلویزیون به
مراتب جنسیتر شده است.
عکس زنان طرح جلد مجله “رولینگ استون” هر روز برهنهتر شده است
جامعهشناسان دانشگاه بوفالو، “ارین هتن” و “مری نل تروتن”، در پژوهشی جدید
طرح جلدهای مجله “رولینگ استون” در سالهای بین ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۹ را بررسی
کردند. آنها شاهد افزایشی چشمگیر در تصاویر بیش از حد جنسی شده زنان بودند،
تا جایی که تا سال ۲۰۰۹، تقریباً هر زنی که عکسش روی جلد آمده به شکلی
آشکار تحریک کننده بوده اما تنها ۱۷ درصد مردان به این شکل نشان داده
شدهاند.
راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست
مایا میگوید حالا که راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست، بهتر است که
توانایی تشخیص و مشارکت در ساخت تصاویر را پیدا کنیم. او و دختران جوان
دیگر وبسایتی درست کردهاند که دختران در آن مینویسند، نظر میدهند و
عقاید خود درباره جنسی شدن تصویر زنان در رسانهها را با هم رد و بدل
میکنند. این پایگاه به کاربران این امکان را میدهد که تصاویر تبلیغاتی را
ببینند و بعد تصاویر تغییر داده شده خود را جای آن بگذارند. مثلاً یکی از
تصاویر اخیری که گذاشتهاند تبلیغ مجله “زپوس” است؛ در این تصویر زن
برهنهای نشان داده میشود که تنها جمله زیر تصویر قسمتی از بدنش را
پوشانده و آن جمله این است: “این کفشها چیزی بیش از کفش است!” بعد آن کسی
که تصویر را در وبگاه گذاشته در دنباله جمله اضافه میکند: و با این حال
هیچ خلاقیتی در تبلیغ خود به کار نبرده است!
“جکی دوپونت”، مدیر برنامههای سازمان “دختران قدرتمند و زنان سالم” میگوید: «وقتی به شکلی هجوآمیز روی این پیامها تأکید میکنیم، تأثیرش را از دست میدهد؛ مضحک بودن آنچه تبلیغات سعی در گفتن آن درباره زنان دارند روشنتر میشود.»
شهوت انگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، فقط برای ترغیب به خرید است
اما تصاویر رسانهای تنها بخشی از مشکل جنسی شدن همه چیز است. لوین و
دیگران میگویند که بازاریابی تهاجمیتر عمل میکند. از زمان جنبش رفع
نظارت قانونی در دهه ۱۹۸۰، دولت فدرال بخش اعظم کنترل خود بر تبلیغات برای
کودکان را از دست داد. لوین میگوید که همین مسئله باعث شد بازاریابان هر
چه گستاختر شوند. او میگوید بازاریابان انگیزه پیدا کردهاند که از جنسی
کردن تصویر زنان برای جذب دختران کوچک یا از خشونت برای جذب پسربچهها
استفاده کنند، زیرا از دیدگاه رشد و پرورش، کودکان جذب چیزهایی میشوند که
از آنها سر در نمیآورند یا به نظرشان مرعوب کننده میآید. او میگوید که
در چنین موقعیتی، شهوتانگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، بلکه فقط حقهای
برای ترغیب به خرید است. اگر دختران قانع شوند که “شهوتانگیز” بودن برابر
است با محبوبیت و خود دختر بودن؛ و اگر شهوتانگیز بودن مستلزم داشتن لباس،
آرایش، مدل مو، وسایل و کفشهای مناسب است، بازاریابان توانستهاند
مشتریان جدیدی به دست آورند.
آنچه در گذشته برای جوانان بود، اکنون به کودکان هم فروخته میشود
پدیدهای به نام “فشردگی سنی” – اینکه کودکان الگوهایی را در پیش میگیرند
که در گذشته تنها برای جوانان بود – به فروش بیشتر کمک میکند. اگر دختر
بچهها از ۶ سالگی برق لب بزنند (که آمار پژوهش “سازمان مصرف کننده ملی
اکسپرین سیمونز” نیمی از آنها چنین میکنند) و از ۸ سالگی ریمل (طبق آمار
گروه “انپیدی”، درصد دختران ۱۲-۸ سالهای که ریمل میزنند بین ۲۰۰۷ تا
۲۰۰۹ دو برابر شد و از هر ۵ دختر یکی ریمل میزند)، بیشتر به نفع
کمپانیهای لوازم آرایشی خواهد بود. لوین میگوید که به همین دلیل است که
اکنون لباس زیر مخصوص زنان به ۷ سالهها هم فروخته میشود.
یکی از بهترین راهها برای به دام نیفتادن نقشهای جنسیتی دختران، گستردهتر ساختن افقهای آنهاست
در همین حال، تقسیمبندی سنی عمیقی در اسباببازیها، لباس و بازی و سرگرمی
به وجود آمده است. “اورنستاین” در کتاب “سیندرلا دخترم را خورد” به این
مسئله اشاره میکند که رنگ صورتی همه جا را پر کرده، تا جایی که بسیاری از
دختر بچهها با رادار صورتی یکدیگر را زیر نظر دارند و مثلاً اگر
سهچرخهای صورتی نباشد، دیگر نباید سوارش شوند. “براون” در کتابش اشاره
میکند که هیچ معادل صورتی و محدود کنندهای برای پسران نیست. با اینکه رنگ
آبی، وسایل ورزشی، اسباب بازی ماشین و کامیون و دکور اتاق آنها را تشکیل
میدهد، باز هم گزینههای بیشتری برای تعریف خود در اختیار دارند. براون
میگوید: «دختران در سطوحی بیسابقه با تصاویر محدود و مشخصی از دختر بودن
مواجه میشوند.» یکی از بهترین راهها برای به دام نقشهای جنسیتی نیفتادن
دختران، گستردهتر ساختن افقهای آنهاست.
باید دختران را با تجربههای واقعی و متفاوت آشنا کنیم
خانم “دوپونتگ که در سازمان “دختران قدرتمند، زنان سالم” مسئول برنامه
“دختران ماجراجو” برای دختران کلاس دوم تا اول راهنمایی است، دختران را با
زنانی آشنا کرده که در شاخههایی غیرمعمول و غیرسنتی، از ساخت و ساز و ورزش
راگبی گرفته تا شیمی و سورتمهسواری سگها به موفقیت رسیدهاند؛ او
میگوید: «اگر ما را با تصاویری بمباران میکنند که به ما حس انتخاب
میدهند، در واقع تکراری و سادهاند؛ ما نیز نمیتوانیم صرفاً به دختران
بگوییم گزینههای زیادی برای انتخاب دارند، بلکه باید آنها را با تجربههای
واقعی و متفاوت آشنا کنیم.»
این همان کاری است که “فینوکین” کوشید در مورد دخترش انجام دهد. او نمیخواست تخیلات “کیوا” را نابود کند، بلکه میخواست دخترش امکانات بیشتری را که پیش رو دارد ببیند. بنابراین، با اینکه کیوا دوست داشت تنها داستانهای پریان دیزنی را با عناوینی چون “سیندرلا: عروسی دلخواه من” بخواند، “فینوکین” مصر بود که داستانهایی درباره “ملیا ایرهارت” (نخستین زن آمریکایی که مدرک خلبانی دریافت کرد) و دیگر زنان موفق را نیز برایش بخواند. او لباسهای بومیان آمریکا و لباس “شاهزاده خانم پرستو” (شخصیتی کارتونی که به زیبایی باقی شاهزاده خانمها نیست) را نیز برایش خرید تا در کنار لباسهای صورتی مارک دیزنیاش داشته باشد.
همیشه یک قدم جلوتر باشیم
فینوکین میگوید: «کیوا که اکنون ۵ ساله است از بند عشق شاهزاده خانمها
رها شده است. این روزها داستان “جیمز و هلوی عظیمالجثه” و “جادوگر شهر
اوز” بیشتر سرگرمش میکند.»
فینوکین میگوید: «من میکوشم یک قدم جلوتر باشم. شاهزاده خانمها قدرتشان را از دست دادهاند. دخترم هنوز آن شخصیتها یا کارتونها را دوست دارد اما دیگر معتقد نیست که چون شاهزاده یا دختر است نمیتواند بپرد.»
لوین میگوید: «مشارکت والدین خیلی مهم است، اما لازم نیست حتماً تنهایی مشکل را حل کنند. طی چند سال گذشته سازمانهای حمایتی روبهرشدی برای مقابله با فشار بازار و جنسی شدن شکل گرفته است.»
گروههایی برای نقد و بررسی تبلیغات و بازیها تشکیل شدهاند
لوین و دیگران در کمپینی شرکت دارند که خواستار قوانین جدید درباره نحوه
پیامرسانی شرکتهای تبلیغاتی به کودکان است؛ کمپین برای کودکی بدون
تبلیغات نیز خواهان محدودیتهای بیشتری برای بازاریابی شدهاند و
اجلاسهایی درباره مقابله با فرهنگ مشتری و جنسی شدن برگزار کردهاند.
سازمان “تروس” (آموزگاران در برابر سرگرمیهای ناسالم برای کودکان) راهنمای
ناشران و رسانهها را منتشر میکند که در آن به بررسی اسباببازیها و
ادعاهای بازاریابان میپردازد و فعالیتهای مناسب برای هر سن را پیشنهاد
میکند.
همایشهایی برای اطلاع رسانی بیشتر به دختران و زنان برگزار میشود
اخیراً بازیگری چون “جینا دیویس” به سناتور دموکرات، “کی هیگن” از
کارولینای شمالی و نماینده دموکرات مجلس نمایندگان، “تمی بالدوین” از
ویسکونسین، پیوسته تا برای پیشنهاد طرحی قانونی لابی کنند؛ این طرح برای
حمایت از تصویر زنان و دختران در رسانههاست. خود دختران نیز به گروههای
حمایتی متفاوتی پیوستهاند، از جمله اقداماتشان سازماندهی و شرکت در اجلاس
“اسپارک” (اعتراض به جنسی شدن: عمل، مقاومت و آگاهی) در نیویورک سیتی است،
همایشی برای دختران و بزرگسالانی که درباره آگاهی رسانهای، جنسیت و
مبارزه با کلیشهها محفل برگزار میکنند.
دختران باید کشف کنند که دنبال کردن جدی علائقشان چقدر خوب است
مدارس نیز میتوانند بخشی از این بار را بر دوش بکشند. “کاترین
استاینر-ادر”، رواندرمانگر و مشاور آموزشی، به مدت ۳۰ سال با مدارس سراسر
کشور برای طراحی برنامهای درسی که هوش اجتماعی و احساسی دختران و پسران را
بالا ببرد همکاری داشته است. او میگوید برنامههایی که در آن دختران
تشویق میشوند، خلاقیت به کار میبرند و بعد طرح خودشان را گسترش میدهند،
اغلب موفقند. او میگوید: «دختران کشف میکنند که دنبال کردن جدی علائقشان
چقدر خوب است و به همین دلیل عمیقاً و با جدیت به انگیزههایشان بها
میدهند.»
شرکت دانشآموزانی که در برنامههای اجتماعی-احساسی، اعتمادبهنفس و موفقیت تحصیلی بیشتر
این رواندرمانگر میگوید مدارسی که در مراحل اولیه روی این مسائل تمرکز
میکنند، بیشترین موفقیت را به دست میآورند. در پژوهشی ۴ ساله از سوی
سازمان مشارکت آموزشهای آکادمیک، اجتماعی و احساسی، که در سال ۲۰۰۷ منتشر
شد، پژوهشگران دریافتند دانشآموزانی که در چنین برنامههایی شرکت میکنند
محبت، اعتمادبهنفس و موفقیت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایانی که برنامه
درسی اجتماعی-احساسی نداشتهاند، نشان میدهند. با توجه به فرهنگ امروزی و
دسترسی آسان به همه چیز و فقدان مرز بین خانه و مدرسه و مردم و فناوری،
میتوان این کار را از همان کلاس اول دبستان آغاز کرد. مدارسی که چنین
برنامههایی را از کلاس اول پیاده میکنند، فرهنگهای بسیار متفاوتی را
پرورش میدهند – دانشآموزانشان مهربانتر و رفتارشان محترمانهتر میشود و
از رفتارهای قلدرمآبانه بیشتر فاصله میگیرند.
دخترانی که در چنبره بازخورد اجتماعی اسیرند
اشاره خانم “استاینر-ادر” به فناوری، یادآور همان مشکلی است که همه از آن
باخبرند و با این حال هیچکس اشارهای به آن نمیکند. در هر مکالمهای که
درباره جنسی شدن شخصیت دختران است، به اینترنت به عنوان چالشی عظیم اشاره
میشود. شبکه جهانی نه تنها دسترسی آسان – و اغلب ناخواسته – به تصاویر
جنسی را فراهم میکند (سایتهای مبتذل هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ آمار
بیننده بر کل شبکه جهانی حکمرانی میکنند) بلکه یک چنبره بازخورد اجتماعی
را نیز ارائه میکند که سطح و ظاهرش سنگین اما از لحاظ ارزشی کمعمق است و
بسیاری از کارشناسان عقیده دارند باعث کاهش هوش و شفقت میشود.
نوجوانانی که تصاویر شهوتانگیز خود را در فیسبوک میگذارند نظرات دلگرمکنندهای دریافت میکنند
دختران و پسران یکدیگر را تشویق به پذیرش جنسی شدن میکنند. نوجوانانی که
تصاویر شهوتانگیزی از خود در فیسبوک میگذارند نظرات مشوق و
دلگرمکنندهای دریافت میکنند. “ریچل سیمونز”، کارشناس آموزشی و نویسنده،
به کتابش، با عنوان “دختر متفاوت باید از گروه اخراج شود” که درباره
رفتارهای تهاجمی دختران است، چند فصل جدید درباره اینترنت اضافه کرد و آن
را مجدداً به بازار فرستاد؛ او در این کتاب از دختر ۱۳ سالهای میگوید که
عکسی از خودش با لباس تنگ در فیسبوک گذاشته بود. او میگوید: «او این عکس
را در فیسبوک میگذارد و ۱۰ نظر زیر آن دریافت میکند که در آنها همه به
او میگویند چقدر بدنش جذاب است.»
فناوری نیاز به نظارت و خودسنجی دارد
او میگوید: «دختران از رسانههای اجتماعی برای دریافت بازخورد در مواردی
استفاده میکنند که فرهنگ به آنها گفته باید ابراز یا رویش کار کنند. این
به معنی حماقت دختران نیست… بسیاری از دختران تصاویر شهوتانگیزی از خود
میگذارند زیرا در فرهنگی رشد میکنند که به جنسیتشان بهای زیادی میدهد.»
سیمونز و دیگران میگویند راهحلش این نیست که والدین اینترنت را قطع کنند.
راههای بسیاری برای استفاده از اینترنت و رسانههای اجتماعی به شکل درست
است اما فناوری نیاز به نظارت و خودسنجی دارد.
وقتی والدین غرق در فناوریاند، نمیتوان از دختران انتظار دیگری داشت
وقتی والدین خودشان مدام آیفونهایشان را چک میکنند، نمیتوان دختری را
برای غرق شدن در رسانههای اجتماعی سرزنش کرد. سیمونز میگوید: ما
نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم و بگوییم بچهها چقدر بد شدهاند. باید به
خودمان هم نگاهی بیندازیم.

خواستگاری یک دختر از استادش
مرد که در دادگاه حضور داشت در ادامه اظهارات همسرش گفت: وقتی همسرم
خواستهاش را با من در میان گذاشت ابتدا باور کردنش برایم سخت بود اما وقتی
دقیق به مساله فکر کردم متوجه صداقت و سادگی همسرم شدم و آن زمان به نظر
من کار اشتباهی انجام نداده بود و پنج روز بعد به همسرم پاسخ مثبت دادم و
مراسم تشریفاتی ازدواجمان به زودی شروع شد. ابتدا از این امر خشنود بودم
که همسری ساده دارم که احساساتش را خیلی راحت بیان کرد و زندگی خوبی داشتم
اما بعد از گذشت مدتی زمزمههای اطرافیان گوش مرا پر کرد. از پدر و مادر
خودم شروع و به دوست و آشنا ختم شد. سر کوچکترین مساله دعوا میکردیم و
خیلی از حرمتها از بین رفت.
زن جوان با بیان اینکه خودم متوجه اشتباهم شدم و دیگر نمیتوانم این زندگی
را که بیشتر شبیه به جهنم است، تحمل کنم، گفت: از طرف خانواده همسرم خیلی
تحت فشار بودم اما تحمل کردم ولی زمانی که حرفهای آنها به توهین تبدیل شد
دیگر نتوانستم تحمل کنم زیرا خود به این اشتباهم پی بردم. من آن زمان فقط
احساسات پاک خود را میدیدم و متوجه حرفها و نصیحتهای خانوادهام نبودم.
اکنون دیگر حاضر به ادامه زندگی با همسرم نیستم زیرا او خودش خواهان خراب
شدن زندگیمان بود.
مرد بعد از شنیدن اظهارات همسرش افزود: من هم دیگر نمیتوانم با این وضع به زندگی ادامه دهم زیرا حرمتها بین ما از بین رفته است.
قاضی جلسه بعد از شنیدن اظهارات طرفین ابتدا آنها را به ادامه زندگی مشترک
دعوت کرد، ولی با رضایت ندادن زوجین به این امر حکم طلاق را صادر کرد.